تاريخ :  دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲
نويسنده :  وکیل حقوقی
صفحه قبل

فصل هشتم - درحقوق وتكاليف زوجين نسبت به يكديگر

ماده 1102 - همين كه نكاح بطورصحت واقع شدروابط زوجيت بين طرفين موجودوحقوق وتكاليف زوجين درمقابل همديگربرقرارمي شود.
ماده 1103 - زن وشوهرمكلف به حسن معاشرتي بايكديگرند.
ماده 1104 - زوجين بايددرتشييدمباني خانواده وترتيب اولادخودبه يكديگرمعاضدت نمايند.
ماده 1105 - درروابط زوجين رياست خانواده ازخصائص شوهراست .
ماده 1106 - در عقد دائم نفقه زن بعهده شوهر است &
ماده 1107 - نفقه عبارت است از مسكن و البسه و غذا و اثاث البيت كه بطور متعارف با وضعيت زن متناسب باشد وخادم در صورت عادت زن به داشتن خادم يا احتياج او به واسطه مرض يا نقصان اعضاء . ( مصوب 17/1/1314 ) &
ماده 1707- نفقه عبارت است از همه نيازهاي متعارف و متناسب با وضعيت زن از قبيل مسكن ، البسه ، غذا ، اثاث منزل و هزينه هاي درماني و بهداشتي و خادم در صورت عادت يا احتياج به واسطه نقصان يا مرض . ( مصوب 19/8/1381 )
ماده 1108 - هرگاه زن بدون مانع مشروع ازاداي وظايف زوجيت امتناع كندمستحق نفقه نخواهدبود.
ماده 1109 - نفقه مطلقه رجعيه درزمان عده برعهده شوهراست مگراينكه طلاق درحال نشوزواقع شده باشدليكن اگرعده ازجهت فسخ نكاح ياطلاق بائن باشد زن حق نفقه نداردمگردرصورت حمل ازشوهرخودكه دراين صورت تازمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت . &
ماده 1110 - درعده وفات زن حق نفقه ندارد . ( مصوب 17/1/1314) &
ماده 1110- در ايام عده وفات ، مخارج زندگي زوجه عندالمطالبه از اموال اقاربي كه پرداخت نفقه به عهده آنان است ( در صورت عدم پرداخت ) تامين مي گردد . ( مصوب 19/8/1381 )
ماده 1111 - زن مي توانددرصورت استنكاف شوهرازدادن نفقه به محكمه رجوع كنددراين صورت محكمه ميزان نفقه رامعين وشوهررابه دادن آن محكوم خواهدكرد.
ماده 1112 - اگراجراءحكم مذكوردرماده قبل ممكن نباشدمطابق ماده 1129رفتارخواهدشد.
ماده 1113 - درعقدانقطاع زن حق نفقه نداردمگراينكه شرط شده ياآنكه عقدمبني برآن جاري شده باشد.
ماده 1114 - زن بايددرمنزلي كه شوهرتعيين مي كندسكني نمايدمگرآنكه اختيارتعيين منزل به زن داده شده باشد.
ماده 1115 - اگربودن زن باشوهردريك منزل متضمن خوف ضرربدني يامالي ياشرافتي براي زن باشدزن مي تواندمسكن عليحده اختياركندودرصورت ثبوت مظنه ضررمزبورمحكمه حكم بازگشت به منزل شوهرنخواهددادومادام كه زن در بازگشتن به منزل مزبورمعذوراست نفقه برعهده شوهرخواهدبود.
ماده 1116 - درموردماده فوق مادام كه محاكمه بين زوجين خاتمه نيافته محل سكناي زن به تراضي محكمه باجلب نظراقرباي نزديك طرفين منزل زن رامعين خواهدنمودودرصورتي كه اقربائي نباشدخودمحكمه محل مورداطمينان رامعين خواهدكرد.
ماده 1117 - شوهرمي تواندزن خودراازحرفه ياصنعتي كه منافي مصالح خانوادگي ياحيثيات خوديازن باشدمنع كند.
ماده 1118 - زن مستقلامي توانددردارائي خودهرتصرفي راكه مي خواهد بكند.
ماده 1119 - طرفين عقدازدواج مي توانندهرشرطي كه مخالف بامقتضاي عقدمزبورنباشددرضمن عقدازدواج ياعقدلازم ديگربنمايدمثل اينكه شرط شودهرگاه شوهرزن ديگربگيرديادرمدت معيني غائب شودياترك انفاق نمايد يابرعليه حيات زن سوءقصدكندياسوءرفتاري نمايدكه زندگاني آنهابا يكديگرغيرقابل تحمل شودزن وكيل ووكيل درتوكيل باشدكه پس ازاثبات تحقق شرط درمحكمه وصدورحكم نهائي خودرامطلقه سازد.

باب دوم - درانحلال عقدنكاح
ماده 1120 - عقدنكاح به فسخ يابه طلاق يابه بذل مدت درعقدانقطاع منحل مي شود.

فصل اول - درموردامكان فسخ نكاح
ماده 1121 - جنون هريك اززوجين بشرط استقراراعم ازاينكه مستمريا ادواري باشدبراي طرف مقابل موجب حق فسخ است .
ماده 1122 - عيوب ذيل در مردكه مانع از ايفاء وظيفه زناشوئي باشد موجب حق فسخ براي زن خواهدبود ( اصلاحي 8/10/61 )
1 - عنن بشرط اينكه بعد از گذشتن مدت يكسال از تاريخ رجوع زن به حاكم رفع نشود .
2 - خصاء
3 - مقطوع بودن آلت تناسلي .
ماده 1123 - عيوب ذيل درزن موجب حق فسخ براي مردخواهدبود -
1 - قرن .
2 - جذام
3 - برص
4 - افضاء
5 - زمين گيري
6 - نابينائي ازهردوچشم .
ماده 1124 - عيوب زن درصورتي موجب حق فسخ براي مرداست كه عيب مزبور درحال عقدوجودداشته است .
ماده 1125 - جنون وعنن درمردهرگاه بعدازعقدهم حادث شودموجب حق فسخ براي زن خواهدبود.
ماده 1126 - هريك اززوجين كه قبل ازعقدعالم به امراض مذكوره درطرف ديگربودبعدازعقدحق فسخ نخواهدداشت .
ماده 1127 - هرگاه شوهربعدازعقدمبتلابه يكي ازامراض مقاربتي گرددزن حق خواهدداشت كه ازنزديكي بااوامتناع نمايدوامتناع مزبورمانع حق نفقه نخواهدبود.
ماده 1128 - هرگاه دريكي ازطرفين صفت خاصي شرط شده وبعدازعقدمعلوم شودكه طرف مذكوره فاقدوصف مقصودبودبراي طرف مقابل حق فسخ خواهدبود خواه وصف مذكوردرعقدتصريح شده ياعقدمتبانيابرآن واقع شده باشد.
ماده 1129 - درصورت استنكاف شوهرازدادن نفقه وعدم امكان اجراءحكم محكمه والزام اوبه دادن نفقه زن مي تواندبراي طلاق به حاكم رجوع كندوحاكم رجوع كندوحاكم شوهراورااجباربه طلاق مي نمايد.همچنين است درصورت عجز شوهرازدادن نفقه .
ماده 1130 - در مورد زير زن مي تواند به حاكم شرع مراجعه و تقاضاي طلاق نمايد در صورتي كه براي محكمه ثابت شودكه دوام زوجيت موجب عسر و حرج است مي تواند براي جلوگيري از ضرر و حرج زوج را اجبار به طلاق نمايد و در صورت ميسر نشدن به اذن حاكم شرع طلاق داده مي شود. ( اصلاحي 8/10/61 )
تبصره - عسر و حرج موضوع اين ماده عبارت است از به وجود آمدن وضعيتي كه ادامه زندگي را براي زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشكل باشد و موارد ذيل در صورت احراز توسط دادگاه صالح از مصاديق عسر وحرج محسوب مي گردد :
1- ترك زندگي خانوادگي توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالي و يا نه ماه متناوب در مدت يك سال بدون عذر موجه .
2- اعتياد زوج به يكي از انواع مواد مخدر و يا ابتلاء وي به مشروبات الكلي كه به اساس زندگي خانوادگي خلل وارد آورد و امتناع يا عدم امكان الزام وي به ترك آن در مدتي كه به تشخيص پزشك براي ترك اعتياد لازم بوده است .
در صورتي كه زوج به تعهد خود عمل ننمايد و يا پس از ترك ، مجددا" به مصرف موارد مذكور روي آورده ، بنا به درخواست زوجه ، طلاق انجام خواهد شد .
3- محكوميت قطعي زوج به حبس پنج سال يا بيشتر .
4- ضرب و شتم يا هرگونه سوء استفاده مستمر زوج كه عرفا" با توجه به وضعيت زوجه قابل تحمل نباشد .
5- ابتلاء زوح به بيماري هاي صعب العلاج رواني يا ساري يا هر عارضه صعب العلاج ديگري كه زندگي مشترك را مختل نمايد .
موارد مندرج در اين ماده مانع از آن نيست كه دادگاه در ساير مواردي كه عسر و حرج زن در دادگاه احراز شود ، حكم طلاق صادرنمايد .
( اين تبصره در تاريخ 3/7/1379 الحاق شده است )
ماده 1131 - خيار فسخ فوري است و اگرطرفي كه حق فسخ دارد بعد از اطلاع بعلت فسخ نكاح رافسخ نكندخياراوساقط مي شودبشرط اينكه علم به حق فسخ و فوريت آن داشته باشدتشخيص مدتي كه براي امكان استفاده ازخيارلازم بوده بنظرعرف وعادت است .
ماده 1132 - درفسخ نكاح رعايت ترتيباتي كه براي طلاق مقرراست شرط نيست .

فصل دوم - در طلاق
مبحث اول - در كليات &
ماده 1133 - مرد مي تواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد . ( مصوب (20/1/1314) &
ماده 1133- مرد مي تواند با رعايت شرايط مقرر در اين قانون با مراجعه به دادگاه تقاضاي طلاق همسرش را بنمايد .
تبصره - زن نيز مي تواند با وجود شرايط مقرر در مواد (1119) ، (1129) و (1130) اين قانون ، از دادگاه تقاضاي طلاق نمايد .
ماده 1134 - طلاق بايدبه صيغه طلاق ودرحضورلااقل دونفرمردعادل كه طلاق را بشنوندواقع گردد.
ماده 1135 - طلاق بايدمنجرباشدوطلاق معلق بشرط باطل است .
ماده 1136 - طلاق دهنده بايدبالغ وعادل وقاصدومختارباشد.
ماده 1137 - ولي مجنون دائمي مي توانددرصورت مصلحت مولي عليه زن او راطلاق دهد.
ماده 1138 - ممكن است صيغه طلاق رابه توسط وكيل اجرانمود.
ماده 1139 - طلاق مخصوص عقددائم است وزن منقطعه به انقضاءمدت يابذل آن ازطرف شوهراززوجيت خارج مي شود.
ماده 1140 - طلاق زن درمدت عادت زنانگي يادرحال نفاس صحيح نيست مگر اينكه زن حامل باشدياطلاق قبل ازنزديكي بازن واقع شودياشوهرغائب باشد بطوري كه اطلاع ازعادت زنانگي بودن زن نتواندحاصل كند.
ماده 1141 - طلاق درطهرمواقعه صحيح نيست مگراينكه زن يائسه ياحامل باشد.
ماده 1142 - طلاق زني كه باوجوداقتضاي سن عادت زنانگي نمي شودوقتي صحيح است كه ازتاريخ آخرين نزديكي بازن سه ماه گذشته باشد.

مبحث دوم - دراقسام طلاق
ماده 1143 - طلاق بردوقسم است - بائن ورجعي
ماده 1144 - درطلاق بائن براي شوهرحق رجوع نيست .
ماده 1145 - درمواردذيل طلاق بائن است -
1 - طلاقي كه قبل ازنزديكي واقع شود.
2 - طلاق يائسه .
3 - طلاق خلع ومبارات مادام كه زن رجوع بعوض نكرده باشد.
4 - سومين طلاق كه بعدازسه وصلت متوالي بعمل آيداعم ازاينكه وصلت در نتيجه رجوع باشديادرنتيجه نكاح جديد.
ماده 1146 - طلاق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتي كه ازشوهرخوددارددر مقابل مالي كه به شوهرمي دهدطلاق بگيرداعم ازاينكه مال مزبورعين مهريا معادل آن ويابيشتروياكمترازمهرباشد.
ماده 1147 - طلاق مبارات آن است كه كراهت ازطرفين باشدولي دراين صورت عوض بايدزائدبرميزان مهرنباشد.
ماده 1148 - درطلاق رجعي براي شوهردرمدت عده حق رجوع است .
ماده 1149 - رجوع درطلاق بهرلفظ يافعلي حاصل مي شودكه دلالت بررجوع كندمشروط براينكه مقرون به قصدرجوع باشد.
مبحث سوم - درعده
ماده 1150 - عده عبارت است ازمدتي كه تاانقضاي آن زني كه عقدنكاح او منحل شده است نمي تواندشوهرديگراختياركند.
ماده 1151 - عده طلاق وعده فسخ نكاح سه طهراست مگراينكه زن به اقتضاي سن عادت زنانگي نبيندكه دراين صورت عده اوسه ماه است .
ماده 1152 - عده طلاق وفسخ نكاح وبذل مدت وانقضاءآن درموردنكاح منقطع درغيرحامل دوطهراست مگراينكه زن به اقتضاي سن عادت زنانگي نبيندكه در اين صورت چهل وپنج روزاست .
ماده 1153 - عده طلاق وفسخ نكاح وبذل مدت وانقضاءآن درموردزن حامله تا وضع حمل است .
ماده 1154 - عده وفات چه دردائم وچه درمنقطع درهرحال چهارماه وده روزاست مگراينكه زن حامل باشدكه دراين صورت عده وفات تاموقع وضع حمل است مشروط براينكه فاصله بين فوت شوهرووضع حمل ازچهارماه وده روزبيشتر باشدوالامدت عده همان چهارماه وده روزخواهدبود.
ماده 1155 - زني كه بين اووشوهرخودنزديكي واقع وهمچنين زن يائسه نه عده طلاق داردونه عده فسخ نكاح ولي عده وفات درهرموردبايدرعايت شود.
ماده 1156 - زني كه شوهراوغايب مفقودالاثربوده وحاكم اوراطلاق داده باشدبايدازتاريخ طلاق عده وفات نگاهدارد.
ماده 1157 - زني كه به شبهه باكسي نزديكي كندبايدعده طلاق نگاهدارد.

كتاب هشتم - دراولاد
باب اول - درنسب
ماده 1158 - طفل متولددرزمان زوجيت ملحق به شوهراست مشروط بر اينكه ازتاريخ نزديكي تازمان تولدكمترازششماه وبيشترازده ماه نگذشته باشد.
ماده 1159 - هرطفلي كه بعدازانحلال نكاح متولدشودملحق بشوهراست مشروط براينكه مادرهنوزشوهرنكرده وازتاريخ انحلال نكاح تاروزولادت طفل بيش ازدوماه نگذشته باشدمگرآنكه ثابت شودكه ازتاريخ نزديكي تازمان ولادت كمترازششماه ويابيش ازده ماه گذشته باشد.
ماده 1160 - درصورتي كه عقدنكاح پس ازنزديكي منحل شودوزن مجدداشوهر كندوطفلي ازاومتولدگرددطفل به شوهري ملحق مي شودكه مطابق موادقبل الحاق اوبه آن شوهرممكن است درصورتي كه مطابق موادقبل الحاق به هردوشوهرممكن باشدطفل ملحق به شوهردوم است مگرآنكه امارت قطعيه برخلاف آن دلالت كند.
ماده 1161 - درموردموادقبل هرگاه شوهرصريحاياضمنااقراربه ابوت خودنموده باشددعوي نفي ولدازاومسموع نخواهدبود.
ماده 1162 - درموردموادقبل دعوي نفي ولدبايددرمدتي كه عادتاپس از تاريخ اطلاع يافتن شوهرازتولدطفل براي امكان اقامه دعوي كافي مي باشداقامه گرددودرهرحال دعوي مزبورپس ازانقضاءدوماه ازتاريخ اطلاع يافتن شوهراز تولدطفل مسموع نخواهدبود.
ماده 1163 - درموردي كه شوهرمطلع ازتاريخ حقيقي تولدطفل نبوده و تاريخ رابراومشتبه نموده باشندبنوعي كه موجب الحاق طفل به اوباشدوبعدها شوهرازتاريخ حقيقي تولدمطلع شودمدت مرورزمان دعوي نفي دوماه ازتاريخ كشف خدعه خواهدبود.
ماده 1164 - احكام موادقبل درموردطفل متولدازنزديكي به شبهه نيز جاري است اگرچه مادرطفل مشتبه نباشد.
ماده 1165 - طفل متولدازنزديكي به شبهه فقط ملحق بطرفي مي شودكه در اشتباه بوده ودرصورتي كه هردودراشتباه بوده اندملحق بهردوخواهدبود.
ماده 1166 - هرگاه بواسطه وجودمانعي نكاح بين ابوين طفل باطل باشد نسبت طفل بهريك ازابوين كه جاهل بروجودمانع بوده مشروع ونسبت به ديگري نامشروع خواهدبود.
درصورت جهل هردونسبت بهردومشروع است .
ماده 1167 - طفل متولداززناملحق به زاني نمي شود.
ماده 1168 - نگاهداري اطفال هم حق وهم تكليف ابوين است .
ماده 1169 - براي نگاهداري اطفال مادرتادوسال ازتاريخ ولادت او اولويت خواهدداشت پس ازانقضاءاين مدت حضانت باپدراست مگرنسبت به اطفال اناث كه تاسال هفتم حضانت آنهابامادرخواهدبود.
ماده 1170 - اگرمادردرمدتي كه حضانت طفل به اواست مبتلابه جنون شود يابه ديگري شوهركندحق حضانت باپدرخواهدبود.
ماده 1171 - درصورت فوت يكي ازابوين حضانت طفل باآنكه زنده است خواهدبودهرچندمتوفي پدرطفل بوده وبراي اوقيم معين كرده باشد.
ماده 1172 - هيچيك ازابوين حق ندارنددرمدتي كه حضانت طفل بعهده آنهااست ازنگاهداري اوامتناع كنددرصورت امتناع يكي ازابوين حاكم بايد به تقاضاي ديگري ياتقاضاي قيم يايكي ازاقرباويابه تقاضاي مدعي العموم نگاهداري طفل رابه هريك ازابوين كه حضانت بعهده اوست الزام كندودر صورتي كه الزام ممكن ياموثرنباشدحضانت رابه خرج پدروهرگاه پدرفوت شده باشدبه خرج مادر تامين كند . &
ماده 1173 - هرگاه در اثرعدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست صحت جسماني و يا تربيت اخلاقي طفل در معرض خطر باشد محكمه مي تواند به تقاضاي اقرباي طفل يا به تقاضاي قيم او يا به تقاضاي مدعي العموم هرتصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند ، اتخاذ كند . &
ماده 1173 - هر گاه در اثر عدم مواظبت يا انحطاط اخلاقي پدر يا مادري كه طفل تحت حضانت اوست , صحت جسماني و يا ترتيب اخلاقي طفل در معرض خطر باشد , محكمه مي تواند به تقاضاي اقرباي طفل و يا به تقاضاي قيم او يا به تقاضاي رئيس حوزه قضائي هر تصميمي را كه براي حضانت طفل مقتضي بداند , اتخاذ كند .
موارد ذيل از مصاديق عدم مواظبت و يا انحطاط اخلاقي هر يك از والدين است :
1- اعتياد زيان آور به الكل , مواد مخدر و قمار .
2- اشتهار به فساد اخلاق و فحشا .
3 - ابتلا به بيماريهاي رواني با تشخيص پزشكي قانوني.
4- سو استفاده از طفل يا اجبار او به ورود در مشاغل ضد اخلاقي مانند فساد و فحشا ، تكدي گري و قاچاق .
5- تكرار ضرب و جرح خارج از حد متعارف .
( اين ماده در تاريخ 11/8/1376 تصويب شده است)
ماده 1174 - درصورتي كه بعلت طلاق يابهرجهت ديگرابوين طفل دريك منزل سكونت نداشته باشندهريك ازابوين كه طفل تحت حضانت اونمي باشدحق ملاقات طفل خودراداردتعيين زمان ومكان ملاقات وسايرجزئيات مربوطه به آن درصورت اختلاف بين ابوين بامحكمه است .
ماده 1175 - طفل رانمي توان ازابوين وياازپدرويامادري كه حضانت با اوست گرفت مگردرصورت وجودعلت قانوني .
ماده 1176 - مادرمجبورنيست كه به طفل خودشيربدهدمگردرصورتي كه تغذيه طفل بغيرشيرمادرممكن نباشد.
ماده 1177 - طفل بايدمطيع ابوين خودبوده ودرهرسني كه باشدبايدبه آنهااحترام كند.
ماده 1178 - ابوين مكلف هستندكه درحدودتوانائي خودبه ترتيب اطفال خويش برحسب مقتضي اقدام كنندونبايدآنهارامهمل بگذارند.
ماده 1179 - ابوين حق تنبيه طفل خودرادارندولي به استناداين حق نمي توانندطفل خودراخارج ازحدودتاديب تنبيه نمايند.

باب سوم - درولايت قهري پدر و جدپدري
ماده 1180 - طفل صغيرتحت ولايت قهري پدروجدپدري خودمي باشدوهمچنين است طفل غيررشيديامجنون درصورتي كه عدم رشدياجنون اومتصل به صغرباشد.
ماده 1181 - هريك ازپدروجدپدري نسبت به اولادخودولايت دارند.
ماده 1182 - هرگاه طفل هم پدروهم جدپدري داشته باشدويكي ازآنهامحجور يابعلتي ممنوع ازتصرف دراموال مولي عليه گرددولايت قانوني اوساقط مي شود.
ماده 1183 - دركليه امورمربوط به اموال وحقوق مالي مولي عليه ولي نماينده قانوني اومي باشد .&
ماده 1184 - هرگاه ولي قهري طفل لياقت اداره كردن اموال مولي عليه را نداشته باشد و يا در مورد اموال او مرتكب حيف و ميل گردد به تقاضاي اقرباي طفل يا به تقاضاي مدعي العموم بعد از ثبوت عدم لياقت يا خيانت او در اموال مولي عليه بطرفيت مدعي العموم در محكمه حاكم يك نفر امين به ولي منضم مي كند همين حكم در موردي نيز جاري است كه ولي طفل بواسطه كبر سن يا مرض يا امثال آن قادر به اداره كردن اموال مولي عليه نباشد . ( مصوب 1307 ) &
ماده 1184 ـ هرگاه ولي قهري طفل رعايت غبطه صغير را ننمايد و مرتكب اقداماتي شود كه موجب ضرر مولي عليه گردد به تقاضاي يكي از اقارب وي و يا به درخواست رئيس حوزه قضائي پس از اثبات ، دادگاه ولي مذكور را عزل و از تصرف در اموال صغير منع و براي اداره امور مالي طفل فرد صالحي را به عنوان قيم تعيين مي نمايد .
همچنين اگر ولي قهري به واسطه كبر سن و يا بيماري و امثال آن قادر به اداره اموال مولي عليه نباشد و شخصي را هم براي اين امر تعيين ننمايد طبق مقررات اين ماده فردي به عنوان امين به ولي قهري منضم مي گردد .
( مصوب 1/3/1379 )
ماده 1185 - هرگاه ولي قهري محجور شود مدعي العموم مكلف است مطابق مقررات راجعه به تعيين قيم قيمي براي طفل معين كند .
ماده 1186 - درمواردي كه براي عدم امانت ولي قهري نسبت به دارائي طفل امارات قويه موجودباشدمدعي العموم مكلف است ازمحكمه ابتدائي رسيدگي بعمليات اورابخواهدمحكمه دراين موردرسيدگي كرده درصورتي كه عدم امانت اومعلوم شودمطابق ماده 1184رفتارمي نمايد.
ماده 1187 - هرگاه ولي قهري منحصربه واسطه غيبت ياحبس بهرعلتي كه نتواندبه امورمولي عليه رسيدگي كندوكسي راهم ازطرف خودمعين نكرده باشد حاكم يك نفرامين به پيشنهادمدعي العموم براي تصدي واداره اموال مولي عليه وسايرامورراجعه به اوموقتامعين خواهدكرد.
ماده 1188 - هريك ازپدروجدپدري بعدازوفات ديگري مي تواندبراي اولادخودكه تحت ولايت اومي باشدوصي معين كندتابعدازفوت خوددرنگاهداري وتربيت آنهامواظبت كرده واموال آنهارااداره نمايد.
ماده 1189 - هيچيك ازپدروجدپدري نمي تواندباحيات ديگري براي مولي عليه خودوصي معين كند.
ماده 1190 - ممكن است پدرياجدپدري به كسي كه به سمت وصايت معين كرده اختيارتعيين وصي بعدفوت خودرابراي مولي عليه بدهد.
ماده 1191 - اگروصي منصوب ازطرف ولي قهري به نگاهداري ياتربيت مولي عليه ويااداره اموراواقدام نكندياامتناع ازانجام وظايف خودنمايد منعزل مي شود.
ماده 1192 - ولي مسلم نمي تواندبراي امورمولي عليه خودوصي غيرمسلم معين كند.
ماده 1193 - همينكه طفل كبيرورشيدشدازتحت ولايت خارج مي شودواگر بعداسفيه يامجنون شودقيمي براي اومعين مي شود.
ماده 1194 - پدروجدپدري ووصي منصوب ازطرف يكي ازآنان ولي خاص طفل ناميده مي شود.

كتاب نهم - درخانواده
فصل اول - درالزان به انفاق
ماده 1195 - احكام نفقه زوجه همانست كه بموجب فصل هشتم ازباب اول ازكتاب هفتم مقررشده وبرطبق همين فصل مقررمي شود.
ماده 1196 - درروابط بين اقارب فقط اقارب نسبي درخط عمودي اعم ازصعودي يانزولي ملزم به انفاق يكديگرند.
ماده 1197 - كسي مستحق نفقه است كه نداربوده ونتواندبوسيله اشتغال به شغلي وسائل معيشت خودرافراهم سازد.
ماده 1198 - كسي ملزم به انفاق است كه متمكن ازدادن نفقه باشديعني بتواندنفقه بدهدبدون اينكه ازاين حيث دروضع معيشت خوددچارمضيقه گردد. براي تشخيص تمكن بايدكليه تعهدات ووضع زندگاني شخصي اودرجامعه درنظر گرفته شود.
ماده 1199 - نفقه اولادبرعهده پدراست پس ازفوت پدرياعدم قدرت او به انفاق بعهده اجدادپدري است بارعايت الاقرب فالاقرب درصورت نبودن پدرواجدادپدري وياعدم قدرت آنهانفقه برعهده مادراست .
هرگاه مادرهم زنده وياقادربه انفاق نباشدبارعايت الاقرب فالاقرب به عهده اجدادوجدات مادري وجدات پدري واجب النفقه است واگرچندنفراز اجدادوجدات مزبورازحيث درجه اقربيت مساوي باشندنفقه رابايدبه حصه متساوي تاديه كنند.
ماده 1200 - نفقه ابوين بارعايت الاقرب فالاقرب بعهده اولاد و اولاد اولاد است .
ماده 1201 - هرگاه يكنفرهم درخط عمودي صعودي وهم درخط عمودي نزولي اقارب داشته باشدكه ازحيث الزام به انفاق دردرجه مساوي هستندنفقه اورا بايداقارب مزبوربه حصه متساوي تاديه كنندبنابراين اگرمستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را بايد پدر و اولاد او متساويا تاديه كنند بدون اينكه مادر سهمي بدهدوهمچنين اگرمستحق نفقه مادرواولادبلافصل داشته باشدنفقه اورابايدمادرواولادمتساويابدهند.
ماده 1202 - اگراقارب واجب النفعه متعددباشندومنفق نتواندنفقه همه آنهارابدهداقارب درخط عمودي نزولي مقدم براقارب درخط عمودي صعودي خواهندبود.
ماده 1203 - درصورت بودن زوجه ويك ياچندنفرواجب النفقه ديگرزوجه مقدم برسايرين خواهدبود.
ماده 1204 - نفقه اقارب عبارت است ازمسكن و البسه و غذا و اثاث البيت بقدر رفع حاجت با در نظرگرفتن درجه استطاعت منفق .
ماده 1205 - واجب النفقه اعم از زوجه و اقارب مي تواند براي مطالبه نفقه خود به محكمه رجوع كند . &
ماده 1205 - ماده واحده - در صورت غيبت يا استنكاف از پرداخت كسي كه نفقه بر عهده اوست و عدم امكان الزام وي به پرداخت نفقه دادگاه با مطالبه افراد واجب النفقه ميتواند از اموال او به مقدار نفقه در اختيارآنها يا متكفل مخارج قرار دهد . در صورتيكه اموال منفق در اختيار نباشد مادر يا ديگري با اجازه دادگاه ميتواند نفقه آنها را به عنوان قرض بپردازد و از شخص مستنكف يا غايب مطالبه كند .
قانون فوق مشتمل بر ماده واحده طبق اصل هشتاد و پنجم قانون اساسي درجلسه روز شنبه ششم مرداد ماه يكهزار و سيصد و شصت و سه بتصويب كميسيون امور قضايي مجلس شوراي اسلامي رسيده و شوراي محترم نگهبان در تاريخ 9/5/1363آنرا تاييد نموده است ، براي مدت سه سال از تاريخ تصويب بصورت آزمايشي قابل اجرا است . &
ماده 1206 - زوجه درهرحال مي تواندبراي نفقه زمان گذشته خوداقامه دعوي نمايدوطلب اوازبابت نفقه مزبورطلب ممتازبوده ودرصورت افلاس ياورشكستگي شوهرزن مقدم برغرماخواهدبودولي اقارب فقط نسبت به آتيه مي توانندمطالبه نفقه نمايند.

كتاب دهم - درحجر و قيموت
مصوب 1و13مهرماه و8آبان 1314
فصل اول - دركليات
ماده 1207 - اشخاص ذيل محجوروازتصرف دراموال وحقوق مالي خودممنوع هستند -
1 - صغار
2 - اشخاص غيررشيد
3 - مجانين
ماده 1208 - غيررشيدكسي است كه تصرفات اودراموال وحقوق مالي خود عقلائي نباشد . &
ماده 1209 - هر كس كه داراي 18 سال تمام نباشد در حكم غير رشيد است معذالك در صورتي كه بعد از 15 سال تمام رشد كسي در محكمه ثابت شود از تحت قيمومت خارج ميشود . ( در اصلاحات 8/10/1361 و 14/8/1370 حذف شده است ) &
ماده 1210 - هيچكس را نمي توان بعد از رسيدن به سن بلوغ بعنوان جنون يا عدم رشد محجور نمود مگر آنكه عدم رشد يا جنون او ثابت شده باشد . ( اصلاحي 8/10/1361 )
تبصره 1 - سن بلوغ در پسر پانزده سال تمام قمري و در دختر نه سال تمام قمري است . ( الحاقي 8/10/61 )
تبصره 2 - اموال صغيري را كه بالغ شده است در صورتي مي توان به او دادكه رشد او ثابت شده باشد . ( الحاقي 8/10/61 )
ماده 1211 - جنون بهر درجه كه باشد موجب حجراست .
ماده 1212 - اعمال واقوال صغيرتاحدي كه مربوط به اموال وحقوق مالي اوباشدباطل وبلااثراست معذلك صغيرمميزمي تواندتملك بلاعوض كندمثل قبول هبه وصلح بلاعوض وحيازت مباحات .
ماده 1213 - مجنون دائمي مطلقاومجنون ادواري درحال جنون نمي تواند هيچ تصرفي دراموال وحقوق مالي خودبنمايدولوبااجازه ولي ياقيم خودلكن اعمال حقوقي كه مجنون ادواري درحال افاقه مي نمايدنافذاست مشروط برآنكه افاقه اومسلم باشد.
ماده 1214 - معاملات وتصرفات غيررشيددراموال خودنافذنيست مگر بااجازه ولي ياقيم اواعم ازاينكه اين اجازه قبلاداده شده باشديابعداز انجام عمل .
معذلك تملكات بلاعوض ازهرقبيل كه باشدبدون اجازه هم نافذاست .
ماده 1215 - هرگاه كسي مالي رابه تصرف صغيرغيرمميزويامجنون بدهد صغيريامجنون مسئول ناقص ياتلف شدن آن مال نخواهدبود.
ماده 1216 - هرگاه صغيريامجنون ياغيررشيدباعث ضررشودضامن است .
ماده 1217 - اداره اموال صغارومجانين واشخاص غيررشيدبعهده ولي ياقيم آنان است بطوري كه درباب سوم ازكتاب هشتم وموادبعدمقرراست .

فصل دوم - درمواردنصب قيم وترتيب آن
ماده 1218 - براي اشخاص ذيل نصب قيم مي شود -
1 - براي صغاري كه ولي خاص ندارند.
2 - براي مجانين واشخاص غيررشيدكه جنون ياعدم رشدآنهامتصل به زمان صغرآنهابوده وولي خاص نداشته باشند.
3 - براي مجانين واشخاص غيررشيدكه جنون ياعدم رشدآنهامتصل به زمان صغرآنهانباشد.
ماده 1219 - هريك از ابوين مكلف است در مواردي كه بموجب ماده قبل بايد براي اولاد آنها قيم معين شود مراتب را به دادستان حوزه اقامت خود و يا به نماينده او اطلاع داده از او تقاضا نمايدكه اقدام لازم براي نصب قيم بعمل آورد . ( اصلاحي 8/10/61 )
ماده 1220 - درصورت نبودن هيچيك ازابوين ياعدم اطلاع آنهاانجام تكليف مقرردرماده قبل بعهده اقربائي است كه باشخص محتاج قيم دريكجا زندگي مي نمايند.
ماده 1221 - اگركسي به موجب ماده 1218بايدبراي اونصب قيم شودزن يا شوهرداشته باشدزوج يازوجه نيزمكلف به انجام تكليف مقرردرماده 1219 خواهندبود.
ماده 1222 - در هر موردي كه دادستان بنحوي از انحاء بوجود شخصي كه مطابق ماده 1218بايد براي او نصب قيم شود مسبوق گرديد بايد به دادگاه مدني خاص رجوع واشخاصي راكه براي قيمومت مناسب مي داندبه دادگاه مدني خاص مزبور معرفي كند.
دادگاه مدني خاص ازميان اشخاص مزبور يك يا چندنفررابه سمت قيم معين وحكم نصب اوراصادرمي كندونيزدادگاه مزبورمي تواندعلاوه برقيم يك ياچندنفررابه عنوان ناظرمعين نمايددراين صورت دادگاه بايدحدود اختيارات ناظررانيزتعيين كند.
اگردادگاه مدني خاص اشخاصي راكه معرفي شده اندمعتمدنديداشخاص ديگري راازدادسراخواهدخواست . ( اصلاحي 8/10/61 و 14/8/1370 )
ماده 1223 - درموردمجانين دادستان بايد قبلا رجوع به خبره كرده و نظريات خبره رابه دادگاه مدني خاص ارسال دارددرصورت اثبات جنون دادستان به دادگاه رجوع مي كندتانصب قيم شوددرمورداشخاص غيررشيدنيز دادستان مكلف است كه قبلابه وسيله مطلعين اطلاعات كافيه درباب سفاهت او بدست آورده ودرصورتي كه سفاهت رامسلم ديددردادگاه مدني خاص اقامه دعوي نمايدوپس ازصدورحكم عدم رشدبراي نصب قيم به دادگاه رجوع نمايد . ( اصلاحي 8/10/61 و 14/8/1370 )
ماده 1224 - حفظ ونظارت دراموال صغارومجانين واشخاص غيررشيد مادام كه براي آنهاقيم معين نشده بعهده مدعي العموم خواهدبودطرزحفظ و نظارت مدعي العموم بموجب نظامنامه وزارت عدليه معين خواهدشد.
ماده 1225 - همين كه حكم جنون ياعدم رشديكنفرصادروبه توسط محكمه شرع براي اوقيم معين گرديده مدعي العموم مي تواندحجرآن رااعلان نمايد انتشارحجرهركسي كه نظربه وضعيت دارائي اوممكن است طرف معاملات بالنسبه عمده واقع گرددالزامي است .
ماده 1226 - اسامي اشخاصي كه بعدازكبرورشدبعلت جنون ياسفه محجور مي گردندبايددردفترمخصوص ثبت شود.مراجعه به دفترمزبوربراي عموم آزاداست .
ماده 1227 - فقط كسي را محاكم و ادارات و دفاتر اسنادرسمي به قيمومت خواهند شناخت كه نصب او مطابق قانون توسط دادگاه بعمل آمده باشد . ( اصلاحي 8/10/61 و 14/8/1370 ) &
ماده 1228 - در خارج ايران مامورين قنسولي ايران حق دارندنسبت به ايرانيان كه بايدمطابق ماده 1218براي آنهاقيم نصب شودودرحوزه ماموريت آنهاساكن يامقيم هستندموقتانصب قيم كنندوبايدتاده روزپس ازنصب قيم مدارك عمل خودرابه وسيله وزارت امورخارجه به وزارت دادگستري بفرستند. نصب قيم مزبوروقتي قطعي مي گرددكه دادگاه مدني خاص تهران تصميم مامور قنسولي را تنفيذكند . ( اصلاحي 8/10/61 ) &
ماده 1228 - در خارج ايران كنسول و يا جانشين وي مي تواند نسبت به ايرانياني كه بايد مطابق ماده 1218 براي آنها قيم نصب شود و در حوزه اموريت او ساكن يا مقيم اند موقتا نصب قيم كند و بايد تا 10 روز پس از نصب قيم مدارك عمل خود را به وسيله وزارت امور خارجه به وزارت دادگستري بفرستد. نصب قيم مزبور وقتي قطعي مي گردد كه دادگاه مدني خاص تهران تصميم كنسول يا جانشين او را تنفيذ كند . ( اصلاحي 14/8/1370 )
ماده 1229 - وظايف واختياراتي كه بموجب قوانين ونظامات مربوطه درمورددخالت مدعيان عمومي درامورصغارومجانين واشخاص غيررشيدمقرر است درخارج ايران بعهده مامورين قنسولي خواهدبود.
ماده 1230 - اگردرعهودوقراردادهاي منعقده بين دولت ايران ودولتي كه مامورقنسولي ماموريت خودرادرمملكت آن دولت اجرامي كندترتيبي بر خلاف مقررات دوماده فوق اتخاذشده باشدمامورين مذكورمفادآن دوماده را تاحدي كه بامقررات عهدنامه ياقرادادمخالف نباشداجراخواهندكرد.
ماده 1231 - اشخاص ذيل نبايدبه سمت قيمومت معين شوند -
1 - كساني كه خودتحت ولايت ياقيمومت هستند.
2 - كساني كه بعلت ارتكاب جنايت يايكي ازجنحه هاي ذيل بموجب حكم قطعي محكوم شده باشند -
سرقت ،خيانت درامانت ،كلاهبرداري ،اختلاس ،هتك ناموس ،يا منافيات عفت ،جنحه نسبت به اطفال ،ورشكستگي به تقصير.
3 - كساني كه حكم ورشكستگي آنهاصادروهنوزعمل ورشكستگي آنهاتصفيه نشده است .
4 - كساني كه معروف به فساداخلاق باشند.
5 - كسي كه خوديااقرباءطبقه اول اودعوائي برمحجورداشته باشد.
ماده 1232 - باداشتن صلاحيت براي قيمومت اقرباءمحجورمقدم بر سايرين خواهندبود.
ماده 1233 - زن نمي تواندبدون رضايت شوهرخودسمت قيمومت راقبول كند.
ماده 1234 - درصورتي كه محكمه بيش ازيكنفررابراي قيمومت معين كند مي تواندوظايف آنهاراتفكيك نمايد.

فصل سوم - دراختيارات ووظايف ومسئوليت قيم وحدودآن
نظارت مدعي العموم درامورصغارومجانين واشخاص غيررشيد
ماده 1235 - مواظبت شخص مولي عليه ونمايندگي قانوني اودركليه امور مربوطه به اموال وحقوق مالي اوباقيم است .
ماده 1236 - قيم مكلف است قبل ازمداخله درامورمالي مولي عليه صورت جامعي ازكليه دارائي اوتهيه كرده يك نسخه ازآن به امضاي خودبراي دادستاني كه مولي عليه درحوزه آن سكونت داردبفرستدودادستان يانماينده اوبايد نسبت بميزان دارائي مولي عليه تحقيقات لازمه بعمل آورد.(اصلاحي 8/10/61 14/8/1370 )
ماده 1237 - مدعي العموم يانماينده ازبايدبعدازملاحظه صورت دارائي مولي عليه مبلغي راكه ممكن است مخارج ساليانه مولي عليه بالغ برآن گردد ومبلغي راكه براي اداره كردن دارائي مزبورممكن است لازم شودمعين نمايد قيم نمي تواندبيش ازمبالغ مزبورخرج كندمگرباتصويب مدعي العموم .
ماده 1238 - قيمي كه تقصيردحفظ مال مولي عليه بنمايدمسئول ضررو خساراتي است كه ازنقصان ياتلف آن مال حاصل شده اگرچه نقصان ياتلف مستند به تفريط ياتعدي قيم نباشد.
ماده 1239 - هرگاه معلوم شودكه قيم عامدامالي راكه متعلق بمولي عليه بوده جزوصورت دارائي اوقيدنكرده وياباعث شده است كه آن مال درصورت مزبورقيدنشودمسئول هرضرروخساراتي خواهدبودكه ازاين حيث ممكن است به مول عليه واردشودبعلاوه درصورتي كه عمل مزبورازروي سوءنيت بوده قيم معزول خواهدشد.
ماده 1240 - قيم نمي تواندبه سمت قيمومت ازطرف مولي عليه باخود معامله كنداعم ازاينكه مال مولي عليه رابخودمنتقل كنديامال خودرابه او انتقال دهد.
ماده 1241 - قيم نمي توانداموال غيرمنقول مولي عليه رابفروشدويارهن گذارديامعامله كندكه درنتيجه آن خودمديون مولي عليه شودمگربالحاظ غبطه مولي عليه وتصويب مدعي العموم درصورت اخيرشرط حتمي تصويب مدعي العموم ملائت قيم مي باشدونيزنمي تواندبراي مولي عليه بدون ضرورت واحتياج قرض كندمگرباتصويب مدعي العموم .
ماده 1242 - قيم نمي توانددعوي مربوط بمولي عليه رابه صلح خاتمه دهد مگرباتصويب مدعي العموم .
ماده 1243 - درصورت وجودموجبات موجه دادستان مي تواندازدادگاه مدني خاص تقاضاكندكه ازقيم تضميناتي راجع به اداره اموال مولي عليه بخواهدتعيين نوع تضمين بنظردادگاه است .هرگاه قيم براي دادن تضمين حاضر نشدازقيمومت عزل مي شود.(اصلاحي 8/10/61 و 14/8/1370 )
ماده 1244 - قيم بايدلااقل سالي يك مرتبه حساب تصدي خودرابه مدعي العموم يانماينده اوبدهدوهرگاه درظرف يكماه ازتاريخ مطالبه مدعي العموم حساب ندهدبه تقاضاي مدعي العموم معزول مي شود.
ماده 1245 - قيم بايدحساب زمان تصدي خودراپس ازكبرورشديارفع حجر به مولي عليه سابق خودبدهد.هرگاه قيمومت اوقبل ازرفع حجرخاتمه يابد حساب زمان تصدي بايدبه قيم بعدي داده شود.
ماده 1246 - قيم مي تواندبراي انجام امرقيمومت مطالبه اجرت كند ميزان اجرت مزبوربارعايت كارقيم ومقداراشتغالي كه ازامرقيمومت براي اوحاصل مي شودومحلي كه قيم درآنجااقامت داردوميزان عايدي مولي عليه تعيين مي گردد.
ماده 1247 - مدعي العموم مي توانداعمال نظارت درامورمولي عليه را كلايابعضابه اشخاص موثق ياهيئت ياموسسه واگذارنمايد.شخص ياهيئت يا موسسه كه براي اعمال نظارت تعيين شده درصورت تقصيرياخيانت مسئول ضررو خسارت وارده بمولي عليه خواهندبود.

فصل چهارم - درمواردعزل قيم
ماده 1248 - درمواردذيل قيم معزول مي شود -
1 - اگرمعلوم شودكه قيم نافذصفت امانت بوده ويااين صفت ازاوسلب شود.
2 - اگرقيم مرتكب جنايت ويامرتكب يكي ازجنحه هاي ذيل شده وبموجب حكم قطعي محكوم گردد :
سرقت ،خيانت درامانت ،كلاهبرداري ،اختلاس ،هتك ناموس ،يا منافيات عفت ،جنحه نسبت به اطفال ،ورشكستگي به تقصيرياتقلب .
3 - اگرقيم بعلتي غيرازعلل فوق محكوم به حبس شودوبدين جهت نتواند امورمالي مولي عليه رااداره كند.
4 - اگرقيم ورشكسته اعلان شود.
5 - اگرعدم لياقت ياتوانائي قيم دراداره اموال مولي عليه معلوم شود.
6 - در مورد مواد 1239 و 1243 و 1244 با تقاضاي مدعي العموم .
ماده 1249 - اگرقيم مجنون يافاقدرشدگرددمنعزل مي شود.
ماده 1250 - هرگاه قيم درامورمربوطه به اموال مولي عليه ياجنحه يا جنايت نسبت به شخص اوموردتعقيب مدعي العموم واقع شودمحكمه به تقاضاي مدعي العموم موقتاقيم ديگري براي اداره اموال مولي عليه معين خواهدكرد.
ماده 1251 - هرگاه زن بي شوهري ولومادرمولي عليه كه به سمت قيمومت معين شده است اختيار شوهركند بايد مراتب را درظرف يكماه ازتاريخ انعقاد نكاح به دادستان حوزه اقامت خوديانماينده اواطلاع دهد.
دراين صورت دادستان يانماينده اومي تواندبارعايت وضعيت جديدآن زن تقاضاي تعيين قيم جديدوياضم ناظركند.(اصلاحي 8/10/61)
ماده 1252 - درموردماده قبل اگرقيم ازدواج خودرادرمدت مقرربه مدعي العموم يانماينده اواطلاع ندهدمدعي العموم مي تواندتقاضاي عزل اورا بكند.

فصل پنجم - درخروج ازتحت قيمومت
ماده 1253 - پس اززوال سببي كه موجب تعيين قيم شده قيمومت مرتفع مي شود . &
ماده 1254 - خروج از تحت قيمومت را ممكن است خود مولي عليه يا هرشخص ذينفع ديگري تقاضا نمايدتقاضانامه ممكن است مستقيما يا توسط مدعي العموم حوزه اي كه مولي عليه درآنجا سكونت دارد يا نماينده او به محكمه ابتدائي همان حوزه داده شود
ماده 1254 - خروج از تحت قيمومت را ممكن است خود مولي عليه يا هرشخص ذينفع ديگري تقاضا نمايدتقاضانامه ممكن است مستقيما يا توسط دادستان حوزه اي كه مولي عليه درآنجا سكونت دارد يا نماينده او به دادگاه مدني همان حوزه داده شود . ( اصلاحي 8/10/1361 ) &
ماده 1254 - خروج از قيمومت را ممكن است خود مولي عليه يا هر شخص ذينفع ديگري تقاضا نمايد. تقاضانامه ممكن است مستقيما يا توسط دادستان حوزه اي كه مولي عليه در آنجا سكونت دارد، يا نماينده او به دادگاه مدني خاص همان حوزه داده شود . ( اصلاحي 14/8/1370 )
ماده 1255 - درموردماده قبل مدعي العموم يانماينده اومكلف است قبلا نسبت به رفع علت تحقيقات لازمه بعمل آورده مطابق نتيجه حاصله ازتحقيقات درمحكمه اظهارعقيده نمايد.
درموردكساني كه حجرآنهامطابق ماده 1225اعلان مي شودرفع حجرنيزبايد اعلان گردد.
ماده 1256 - رفع حجرهرمحجوربايددردفترمذكوردرماده 1226ودرمقابل اسم آن محجورقيدشود.

صفحه بعد


:: موضوعات مرتبط: قوانین و آیین نامه ها
:: برچسب‌ها: قانون مدنی, متن کامل قانون مدنی, دانلود قانون مدنی, مدنی